<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
		>
<channel>
<title>توپ توپ بیا تو</title>
<description>هرچی که جالب باشه اینجا هست</description>
<atom:link href="http://toop.samenblog.com/rss/152/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
<link>http://toop.samenblog.com/</link>
<generator>RSS Generated by SamenBlog.com</generator><item>
<title>داستان دوست خوب</title>
<link>http://toop.samenblog.com/doo3t.html</link><category>داستانک دو دوست</category>
<category>وبلاگ دو دوست</category>
<category>داستان کوتاه دو دوست</category>
<category>دانلود داستان دو دوست</category>
<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><br /></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.samenblog.com/uploads/t/toop/185029.jpg" /><br /><br /><div style="text-align: right;">دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری
 سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت:
 « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».<br /><br />آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند.<br /><br />ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.<br /><br />او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»</div></div><p>
</p>


<br /><p>دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر
 روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را 
ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند. 
ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را 
پاک نکند.»<br /><br /><span style="color: rgb(128, 128, 128); font-size: 8pt;">منبع:teeteel.notkade</span>
</p>]]></description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2014 10:02:49 GMT</pubDate>
<dc:creator>toop</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://toop.samenblog.com/152.html</guid>
</item>
</channel>
</rss>