<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
		>
<channel>
<title>توپ توپ بیا تو</title>
<description>هرچی که جالب باشه اینجا هست</description>
<atom:link href="http://toop.samenblog.com/rss/155/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
<link>http://toop.samenblog.com/</link>
<generator>RSS Generated by SamenBlog.com</generator><item>
<title>داستان کوتاه عاشقانه مرا بغل کن</title>
<link>http://toop.samenblog.com/da2.html</link><category>عاشقانه مرا بغل کن</category>
<category>داستانک عاشقانه مرا بغل کن</category>
<category>دانلود داستان عاشقانه مرا بغل کن</category>
<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://www.samenblog.com/uploads/t/toop/186112.jpg" /><br /><br /><div style="text-align: right;"><p style="text-align: justify;">روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از 
همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از 
موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش 
را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و 
خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل 
کن.»</p>
<p style="text-align: justify;"><br />زن پرسید: «چه کار کنم؟» و وقتی متوجه
 حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم
 اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به 
خانه برگردند.</p><div style="text-align: justify;"><br /></div></div></div><p style="text-align: center;">
</p>شوهرش با تعجب پرسید: «چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.»
<p style="text-align: justify;"><br />زن جواب داد: «دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.»</p>
<p style="text-align: justify;"><br />شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز
 متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى «مرا بغل کن» چقدر احساس 
خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب 
کرده است.</p>
<br />عشق چنان عظیم است که در تصور نمی 
گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف
 های دلتان را بیان کنید.<br /><br /><span style="color: rgb(128, 128, 128); font-size: 8pt;">منبع:yekibood</span><p>
</p>]]></description>
<pubDate>Thu, 8 May 2014 11:07:06 GMT</pubDate>
<dc:creator>toop</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://toop.samenblog.com/155.html</guid>
</item>
</channel>
</rss>