داستان کوتاه بخشندگی کوروش کبیر

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین
فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند.
آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست
سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده
بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و
ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به
ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی
شدند ...
هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند
هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند
برچسب ها : رومان کوروش کبیر,بخشندگی کوروش کبیر,دانلود کتاب بخشندگی کوروش کبیر,داستانک بخشندگی کوروش کبیر
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 9 مرداد 1393 و در ساعت : 14:53 - نویسنده : toop