داستان آموزنده پسران هنرمند

سه نفر زن می خواستند از سر چاه آب بیاورند.
در فاصله ای نه چندان دور از آن ها پیر مرد دنیا دیده ای نشسته بود و می شنید که هریک از زن ها چه طور از پسرانشان تعریف می کنند.
زن اول گفت : پسرم چنان در حرکات اکروباتی ماهر است که هیچ کس به پای او نمی رسد.
دومی گفت : پسر من مثل بلبل اواز می خواند. هیچ کس پیدا نمی شود که صدایی به این قشنگی داشته باشد .
ادامه مطلب
برچسب ها :
دانلود داستان آموزنده پسران هنرمند,
داستان کوتاه آموزنده پسران هنرمند
نوشته شده در تاریخ 15 اردیبهشت 1393 و در ساعت : 14:07 - نویسنده : toop
داستان آموزنده درخشش کاذب

یک روز صبح به همراه یکی از دوستان
آرژانتینی ام در بیابان " موجاوه " قدم می زدیم که چیزی را دیدیم که در افق
می درخشید . هرچند مقصود ما رفتن به یک " دره " بود ، برای دیدن آنچه آن
درخشش را از خود باز می تاباند ، مسیر خود را تغییر دادیم .
تقریباً یک ساعت در زیر خورشیدی که
مدام گرم تر می شد راه رفتیم و تنها هنگامی که به آن رسیدیم توانستیم کشف
کنیم که چیست . یک بطری نوشابه خالی بود و غبار صحرایی در درونش متبلور شده
بود .
از آن جا که بیابان بسیار گرم تر از
یک ساعت قبل شده بود ، تصمیم گرفتیم دیگر به سمت " دره " نرویم . به هنگام
بازگشت فکر کردم چند بار به خاطر درخشش کاذب راهی دیگر ، از پیمودن راه خود
باز مانده ایم ؟ اما باز فکر کردم ، اگر به سمت آن بطری نمی رفتیم چطور می
فهمیدیم فقط درخششی کاذب است ؟
نکته اخلاقی : هر شکست لااقل این فایده را دارد ، که انسان یکی از راه هایی که به شکست منتهی می شود را می شناسد .
برچسب ها :
داستان آموزنده,
داستان کوتاه آموزنده
نوشته شده در تاریخ 5 دی 1392 و در ساعت : 19:17 - نویسنده : toop