زن جماعت را چه به بیرون رفتن / طنز

زن بودن در جامعه ؟ فرهنگ
مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد ، دستش را در جیبش می کند و در می آورد ، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود .. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند ….
*(تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم ..!!!)
مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند ، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت ، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش ، چیزی دم دستم نیست احتمالا فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد….
*(تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم ..!!! )
برچسب ها : زن جماعت,فرهنگ,بیرون رفتن
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 5 آبان 1391 و در ساعت : 14:28 - نویسنده : toop