یک لقمه نان حلال / طنز

نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه
دنبال نان حلال باشیم. مثل آقا تقی. آقاتقی یک ماستبندی دارد. او همیشه
پولِ آبِ مغازه را سر وقت میدهد تا آبی که در شیرها میریزد و ماست
میبندد حلال باشد. آقا تقی میگوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و
بچهاش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و
بیراه نباشد.
دایی من کارمند یک شرکت است. او میگوید: تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمیگیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد. داییام میگوید: من ارباب رجوع را مجبور میکنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه میگیرم!
دایی من کارمند یک شرکت است. او میگوید: تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمیگیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد. داییام میگوید: من ارباب رجوع را مجبور میکنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه میگیرم!
برچسب ها : لقمه حلال,مطالب طنز,یک لقمه نان حلال,نان حلال,یک لقمه
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 3 مهر 1391 و در ساعت : 15:29 - نویسنده : toop